کيوسک تايمز - آخرين عناوين یادداشت کیوسک :: نسخه کامل http://www.kiosktimes.ir/Note/kiosk Tue, 10 Dec 2019 16:22:28 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal1/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط کيوسک تايمز http://www.kiosktimes.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام کيوسک تايمز آزاد است. Tue, 10 Dec 2019 16:22:28 GMT یادداشت کیوسک 60 دست چپ بالا! http://www.kiosktimes.ir/news/159140/ همیشه نقطه تمایز از اکثریت اگر جزو عیوب محسوب نشود خوشحالی همراه دارد، حالا اگر جزو جامعه کوچک اما خیلی موفق چپ‌دست‌ها باشی و به گواه تاریخ و تحقیقات محققان نسبت هوش شما بالاتر از دیگران باشد (انشاءالله که ریا نیست) باعث می‌شود حداقل بیشتر تلاش کنی تا در لیستی جاودانه جای بگیری. شخصیت‌های معروف چپ‌دست نگارنده علاوه بر این‌که با دست چپ می‌نویسد، در ایام شباب که پا به توپ هم می‌شد چپ پا بود، به گواه رفقا در پیاده‌روی حتما باید سمت چپ باشد و طبق ادعای خودش حس می‌کند گوش و چشم چپش بهتر می‌شنود و می‌بیند. خلاصه و بدون منظور از تمام لحاظ یک فرد «چپی» محسوب می‌شود، اما خودش، خودش را از لیست افراد معروف و باهوش خط می‌زند تا زحمت شما نشود! و یک عمر تلاش چپ‌دست‌ها در دنیا به خاطر او به باد نرود. بعد از گفتن این نکات مهم، بد نیست به افراد شناخته‌شده چپ‌دست اشاره‌ای داشته باشم، از ۷ رئیس‌جمهور اخیر آمریکا ۵ نفر چپ دست بودند، افلاطون، ارسطو، چاپلین، بتهون، باخ، داوینچی، میکل آنژ، پیکاسو، شکسپیر، نیچه، گاندی، رابرت دنیرو، تام کروز، استالونه، بیل گیتس، نادال، سسک فابرگاس، نیوتن، آنجلینا جولی، امیتا پاچان، انیشتین، داروین و... خیلی از افراد سرشناس دیگر چپ‌دست هستند. روز جهانی از ۱۳ اوت ۱۹۷۶ یا ۲۲ مرداد ۱۳۵۵ که این روز به عنوان روز جهانی چپ‌دست‌ها تصویب شد، هرسال چپ‌دست‌ها زندگی در دنیای تجهیزشده برای راست‌دست‌ها را به همه یادآوری می‌کنند و تلاش می‌شود ریشه خرافات در مورد چپ دست بودن را بسوزاند، به عنوان مثال در لاتین «sinister» به معنای چپ، شوم و بد یمن است، در زبان فرانسه «gauche» چپ و ناشی معنی می‌دهد، در زبان آلمانی «linkische» به معنی چپ‌دست و آدم ناجور است، در ایران هم که عرض شد راست‌دست نبودن معلولیت محسوب می‌شد! چرا دنیای راست‌دست‌ها؟ چپ‌دست‌ها در استفاده از معمولی‌ترین وسایل و بخش‌های زندگی هم دچار مشکل هستند که یا دست راست را تمرین داده‌اند، یا رنج می‌برند و یا عادت کرده‌اند؛ مثلا سوراخ دسته‌های قیچی به یک اندازه نیستند و معضلی برای چپ‌دست‌هاست، زونکن و بسیاری از مکانیزم‌های دفترهای فنری هم همینطور، در صفحه کلید هم اعداد در سمت راست کیبورد برای راست دست‌ها طراحی شده. اگر در انگلیس نباشی دنده و جالیوانی برای راست دست‌هاست و در ایران از ابتدا و ايام تحصیل مشکل صندلی مدرسه برای چپ دست‌ها به‌وجود می‌آید. دکمه شاتر در عموم دوربین‌های عکاسی سمتی است که راست دست‌ها راحت‌ترند. تعداد چپ‌دست‌ها؟ هیچ آمار دقیقی از جمعیت چپ‌دست‌ها نیست اما بین ۹ تا ۱۵٪ جمعیت جهان را چپ‌دست‌ها تشکیل داده‌اند، اگر پدر و مادر هر دو چپ دست باشند به احتمال ۵۰ درصد فرزند چپ‌دست می‌شود و بر جمعیت اندک چپ‌دست‌ها اضافه، اما اگر پدر و مادر هر دو راست‌دست باشند، احتمال چپ‌دست شدن فرزند فقط ۲ درصد است. روز جهانی اکنون فقط بهانه‌ای است تا همه چپ دست‌ها به خود یک تفاوت شیرین را یادآوری و هرسال مرور کنند لیستی از خرافات و بدبینی‌ها را و البته شکر کنند که در روزگاری زندگی نمی‌کنند که با تنبیه بدنی مجبور به نگاشتن با دست راست شوند؛ شاید اصلا دلیل نامگذاری این بوده که روزی خط بطلانی بر تمام خرافات کشیده شود. ]]> صالح یعقوبی یادداشت کیوسک Sun, 13 Aug 2017 05:51:59 GMT http://www.kiosktimes.ir/news/159140/ اعضای حقیقی شورا هیچ اثر وجودی‌ای ندارند! http://www.kiosktimes.ir/news/156330/ شورای عالی انقلاب فرهنگی با این که در قانون اساسی نیامده و جایگاه حقوقی آن در جایی تعریف نشده است، اما از بدو پیدایش تاکنون به عنوان عالی‌ترین نهاد ناظر برفعالیت‌های فرهنگی و سیاست‌گذار این عرصه، با اعضایی حقوقی (۲۱ نفر) و حقیقی منصوب رهبری (۲۰نفر + دو عضو افتخاری)، با ریاست رئیس‌جمهوری محترم شناخته می‌شود. با توجه به همین انتساب و مأموریتی که از آنان انتظار می‌رود، در طول مدت فعالیت، از امکانات و نیروی انسانی معتنابهی برخوردار شده است، هر چند هنوز برای دسته‌ای از صاحب‌نظران، طبقه‌بندی روشنی برای تعامل و ارتباط آن با نهادهای دیگر و حتی برخی از وزرات‌خانه‌ها روشن نیست و گاهی پرسش‌هایی پدید می‌آید، اما سخنان اخیر آقای رحیم‌پور ازغدی که خود بیش از ۱۰ سال عضو حقیقی شورای عالی و منصوب از طرف مقام معظم رهبری است، مایه شگفتی شده است. وی که در دوره قبلی، مدتی از عضویت شورا استعفا داده و مایه بگومگوهای زیادی شده بود، در طرح ضیافت اساتید دانشگاه اراک (۱۰ تیر ۱۳۹۶)، درهتلی در مشهد مقدس، به بهانه گزارشی از سند ۲۰۳۰، با انتقاد جدی از ارکان مختلف نظام، به مناسبتی به نقد جایگاه و نقش شورای عالی پرداخت و سخنانی بر زبان راند که به راستی سوال‌برانگیز و شگفتی‌آفرین بود. وی در آن جمع (کمتر از ۲۵ نفر) که البته بخش‌هایی از آن در صداوسیما با عنوان سخنرانی در جمع اساتید دانشگاه‌ها، انعکاس یافت و بخش‌های دیگر در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود، در خصوص شورای عالی گفت: «ما در شورا دو تا مشکل داریم؛ اعضای حقوقی که امکانات دارند، بودجه دارند... اینا غالبا نگران بودجه و تشکیلات و اعتبارشون پیش رئیسشونند، نمی‌خوام بگم دنیاطلبن و اینا، بعضیشون این جورین، بعضیشون نیستن. بعضی‌ها می گن هر کی رئیس بشه ما نوکر رئیسیم...یک بار یکی ازینارو من ندیدم نظر شخصیش خلاف رئیس‌جمهور وقت باشه... اشخاص حقوقی ما اینا هستن. البته یکی دوتا استثنا داریم. اشخاص حقیقی هم که بنده و بعضی‌های دیگر، ما کاره‌ای نیستیم، نه بودجه‌ای، نه چیزی دستمون نیست. اشخاص حقیقی هم دو تیپند: باز یک اکثریت که خب غیر از بنده همه از بزرگان و علما و شخصیت‌های علمی کشورند، و این قدر محترمند که من در این ده دوازده سالی که بودم یک بار نشنیدم اینا حرف بزنند، و خوب شأن بالاتر از حرف زدنه اصلا؛ احساس تکلیف نمی‌کنند یا میگن شأن مطالب پایینه هنوز باید بیاد بالاتر، یا احساس می‌کنند اصلا وجودشان و نشستنشان روی صندلی‌ها خودش موضوعیت داره و مایه برکته. بارها می‌گم شما که در این حوزه صاحب‌نظری، استادی چرا حرف نمی‌زنی؟ جواب نمی‌دن اصلا چون شان بالاتر ازین حرفاست. شاید مثلا در قیامت اینا روشن بشه که بعید می‌دونم روشن بشه. مثلا یکی از این بزرگان که همه می‌شناسنش، ایشون در تمام این سال‌ها فقط یک بار اظهار نظر کرد، راجع به یک ساختمون کجی تو اصفهان که آثار باستانی هست یا نیست! نمی‌دونم اصلا چیه این‌ها مثلا تعریفشون چیه از... من بهترین حالتی که حدس زدم اینه که در نفس‌الامر شورای نگهبان، در لوح محفوظ وجود اینا یه آثار باطنی داره و باعث قوام به اصطلاح این مُثُل نوری شورای انقلاب فرهنگی است در آسمان‌های بالا. اینا برای اون اونجا شرکت می‌کنند، یعنی اگر نباشند آثار تکوینی داره، تو شورا باشن یا نباشن، چون هیچ اثر وجودی هیچ اثر وجودی ما ازینا ندیدیم! یک گروه از دوستانند که اقلیتند موضع می‌گیرن، حالا درست یا غلطشو کار ندارم، موضع می‌گیرن. منتها موضع باز تا وقتیه که سمبه پر زور نیست، یعنی تا وقتی که بحث بی‌خطر و کم‌خطره بحث می‌کنند، ولی وقتی می‌بینن رؤسا مشکل دارن و مخالفن، باز این جور جاها صحبت نمی‌کنن. معمولا سه چهار نفر توی شورا هستن که دیدگاهاشونم با هم فرق می‌کنه و توی همه جلسات بحث می‌کنن اعتراض می‌کنن و ادامه می‌دن بحثشونو. ما این مساله رو توی شورا داریم.» داوری در صحت این ادعا و تحلیل، آسان نیست، اما به راستی شورایی که قرار است با پشتوانه حکم رهبری، بالاترین تصمیم‌های فرهنگی نظام را اتخاذ کند، آیا می‌تواند چنین باشد؟ راحت نمی‌توان پاسخ گفت، اما نیازمند تأمل جدی است. ]]> سیدعلی‌رضا واسعی یادداشت کیوسک Sun, 09 Jul 2017 13:23:48 GMT http://www.kiosktimes.ir/news/156330/ موکوپلی ساکاریدوز بزرگترین دشمن ورزش ایران http://www.kiosktimes.ir/news/155649/ مسابقات جهانی تکواندو دیروز به اتمام رسید و تیم مردان ایران با سه نقره و یک برنز یازدهم شد. نتیجه‌ای که برای ورزش ایران خجالت‌آور است، تنها عایدی تکواندو مدال بارزش کیمیا علیزاده استعداد بی‌رقیب ورزش ایران که با مصدومیت نقره جهان را کسب کرد و مانند المپیک آبروی تکواندو را خرید. اتفاق دیگری که هم در المپیک و هم در مسابقات جهانی تکرار شد موفقیت رضا مهماندوست بود و البته مدال طلای میلاد بیگی که سهم ایران نبود. به همین بهانه نگاهی کردیم به اصلی‌ترین دلیل رفتن رضا مهماندوست از ایران. موکوپلی ساکاریدوز، همان بیماری نادر و عجیبی است که دو فرزند رضا مهماندوست به آن مبتلا بودند، بیماری که از هر صدهزار نفر ممکن است یک نفر به آن مبتلا شود و بیشتر به دلیل ازدواج‌های فامیلی شیوع پیدا کرده است؛ همانند ازدواج رضا مهماندوست. متاسفانه این بیماری درمان قطعی ندارد اما اگر در ابتدای بروز علائم بتوان آن را تشخیص داد می‌توان مدت درمان را طولانی کرد، تغییر چهره، ایجاد مشکلات تنفسی، از بین رفتن شنوایی و سفت و خشک شدن مفاصل جز علائم اصلی این بیماری است؛ بیماری که علاوه بر حمایت معنوی خانواده به پشتوانه مالی زیادی احتیاج دارد تا بیمار بتواند چند سالی بیشتر زندگی کند، زندگی که بدون شک از آن لذتی نخواهد برد. پیش به سوی شهرت شرایط زندگی رضا مهماندوست خاص بود، کارمند شرکت سایپا که حتی حکم اخراجش به علت غیبت‌های بیش از حد صادر شده بود و سرمربی تیم ملی که خبری از حقوق و پاداش آن‌چنانی برایش نبود و از سوی دیگر مشکلات بی‌شمارش با برخی از فدراسیون‌نشین‌ها آن‌قدر عرصه را بر او تنگ کرد که تصمیم گرفت پس از موفقیت‌های فراوان که با تیم ملی کسب کرده بود، مهاجرت کند. هرچند که مهاجرت برای رضا تازگی نداشت چرا که پیش از این نیز در کشور دیگری مربی‌گری کرده بود. رضا مهماندوست همانند هادی ساعی فوق ستاره تکواندو نبود که بخواهد در ذهن مردم بماند و به واسطه مربی‌گری‌اش آن هم در تیم ملی تایوان بین مردم معروف شد. او در کمال ناباوری توانست تایوان را قهرمان المپیک اتن کند و این‌گونه بود که ورزش‌دوستان ایرانی با نام مهماندوست آشنا شدند. در تایوان قهرمان ملی شده بود اما تصمیم گرفت به ایران بازگردد و پس از موفقیت با تیم دانشجویان به عنوان سرمربی تیم ملی ایران اتنخاب شد و در چهار سال توانست ایران را به قدرت اول تکواندوی جهان تبدیل کند؛ قهرمانی جهان، جام جهانی، آسیا و بازی‌های آسیایی از جمله موفقیت‌های مهماندوست با تیم ملی ایران بود که باعث شد عنوان برترین مربی مرد تکواندوی جهان را در سال ۲۰۱۱ کسب کند. استعفایی که استعفا نبود همه چیز به خوبی و خوشی پیش می‌رفت جز بیماری لعنتی که هرروز فشار روحی و مالی بیشتری بر رضا وارد می‌کرد. او بیشتر از حقش چیبزی نمی‌خواست اما نمی‌دانست محبوبیت بیش از حد باعث زمین خوردنش می‌شود. پیش از مسابقات المپیک لندن بود که انتقاد شفاهی‌اش مبنی بر اینکه «پاداشم را ندهید، سر تمرین نمی‌آیم» با استقبال رئیس فدراسیون مواجه شد و به سرعت از کار برکنار و فریبرز عسکری جایگزینش شد. جایگزینی که هرچند یک مدال نقره برای ایران به ارمغان آورد اما عملکرد کرمی و باقری معتمد انتقادهای فراوانی را در پی داشت. آن‌جا مشخص که عیار دیگر مربیان در برابر مهماندوست چقدر است. رضا به سرعت راهی تایوان و با حقوق ماهیانه ۱۰هزار دلار مشغول به کار شد اما نتوانست موفقیت قبل را تکرار کند و پس از پایان قرارداد به اذربایجان رفت، جایی که حواشی جدید از آن‌جا آغاز شد؛ قهرمانی مهماندوست در مسابقات جهانی مکزیک باعث شد تا بیژن مقانلو و برخی مسئولان فدراسیون به مهماندوست حمله کرده و او را یک عوام‌فریب بنامند! مقانلویی که سال‌ها دستیار رضا مهماندوست بود. فقط کمی احترام عملکرد افتضاح تیم ملی در المپیک و جام جهانی که گذشت نوک پیکان انتقادات را به سمت پولادگر برد و او با فرار رو به جلو مهماندوست را بعد از المپیک خائن نامید. عملکرد بسیار بد ایران در مسابقات جایزه بزرگ و جام جهانی باعث شد فشارها بر پولادگر زیاد باشد و مهماندوست هم در مصاحبه‌ای قبلا گفته بود تا پولادگر رئیس فدراسیون باشد حاضر به بازگشت نیست. حالا ما باید اعتراف کنیم که سرمایه‌ای ارزشمند در ورزش جهان، که جزو نوابغ مربی‌گری است را به سادگی به دیگر کشورها تعارف کرده‌ایم و آن‌ها هم نهایت استفاده را از وی می‌برند و از آن بدتر که ورزشکارانمان را هم به همین سرنوشت دچار کرده‌ایم. مهاندوست جز احترام از کسی چیزی نمی‌خواست اما نه احترام دید نه حمایت. ]]> صالح یعقوبی یادداشت کیوسک Sat, 01 Jul 2017 18:48:34 GMT http://www.kiosktimes.ir/news/155649/ خرمشهر آزاد شد اما آباد هرگز http://www.kiosktimes.ir/news/152565/ شنوندگان عزیز توجه فرمایید، شنوندگان عزیز توجه فرمایید، خرمشهر، شهر خون آزاد شد... خرمشهر آزاد شد اما آباد نشد و نميدونم ممد «شهید محمد جهان‌آرا» اگه امروز بودی تا چه اندازه غصه‌دار این ماجرا بودی؟ حالا از خرمشهر نامی مانده که سالی یک بار همه از «آن روزها» و «حال و هوایش» پس از آزادی بگویند، حالا ما با اینکه عده‌ای از «تیرهای نخورده» هم لنگ می‌زنند کاری نداریم! اما خرمشهر اگر سوم خرداد هزار و سیصد و شصت از دست دشمن آزاد شد، هنوز که هنوز است «اسیر» معضلات و مشکلاتی است که هر کدام یک دشمن هستند پر پیکر نحیف این شهر. خرمشهر هم مانند بسیاری از نقاط ایران «محروم» نام دیگرش است و دست و پنجه نرم می‌کند با ترکش‌های سی‌وپنج سال پیش. می‌توان سطرها به این سیاهه اضافه کرد اگر بخواهم از دیگر نقاط محروم ایران هم بگویم اما امروز روز توست خرمشهر جان! قطعا محرومیت حق هیچ نقطه‌ای از ایران نیست اما با دُز بیشتری این محرومیتت ناجوانمردانه است، چند صباحی بیشتر از انتخابات نگذشته و فراموش نکرده‌ایم که تمام وعده‌های عوام‌فريبانه کارزار انتخابات را از جیب تو و تمام خوزستان می‌بخشیدند، سهم خودت اما از گنج درونت همیشه سختی بوده و جدالی تمام عیار برای داشتنت. اگر امروز از دردهای پیکرت نگوییم دیگر فرصتی نیست؛ مگر نه اینکه همین چند روز می‌شناسندت و مسئولان با سفری فرمالیته، سخنرانی آتشین و البته تکراری از رشادت‌هایت می‌گویند؟ مگر سهم تو بیش از یک سالی یک بازی فینال جام حذفی فوتبال کشور است که منتش را هم بر سرت می‌گذارند! بازی که نه برای تو مفید است نه برای فيناليست‌ها و نه برای فوتبال کشور اما شاید فقط از عذاب وجدان بعضی می‌کاهد. تو بیماری بودی که باید درمان می‌شدی و تمام آثار جنگ از سر و رویت پاک می‌شد و سال‌ها دوران نقاهت طی می‌کردی اما متاسفانه همچنان ترکش‌های جنگ را یدک می‌کشی و کمر خم کرده‌ای. شاید اگر سردار رشید اسلام شهید محمد جهان‌آرا امروز بود آن‌قدر از تو، زخم‌هایت و اینکه شهر «سالی یک بار» شده‌ای در روزنامه‌ها می‌نوشت و مصاحبه می‌کرد که ممنوع‌القلم و ممنوع‌التصویر می‌شد و در نهایت با استاتوس فیسیوکی یا توییتی می‌گفت: محمد کاش نبود که ببينه... ]]> صالح یعقوبی یادداشت کیوسک Wed, 24 May 2017 14:09:15 GMT http://www.kiosktimes.ir/news/152565/ «عزیز دردانه سیستم» پیروز انتخابات می‌شود؟ http://www.kiosktimes.ir/news/115480/ ماکرون شگفتی‌ساز انتخابات بود و مارین لوپن با توجه به فضایی که تروریست‌ها در فرانسه رقم زده‌اند و باعث شده‌اند تا گرایش فرانسوی‌ها به جریان‌های دست راست افراطی افزایش یابد، بیشترین رای را کسب کردند، انتخابات به دور دوم رفت تا تقریبا برای اولین بار در یک سال گذشته نظرسنجی‌ها اشتباه نکنند، زیرا در همه‌پرسی برگزیت و انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نتایج بر خلاف نظرسنجی‌ها بود و همه را شوکه کرد. بعد از شصت سال ورق برگشت نکته بارز در انتخابات فرانسه ناکامی نامزدهای دو حزب سنتی فرانسه یعنی راست میانه و سوسیالیست‌ها از رفتن به دور دوم انتخابات است، اتفاقی که در ۶۰ سال گذشته رخ نداده بود. نامزد حزب سوسیالیست حداقل رای را کسب کرد که نشان از جایگاه بسیار پایین این حزب در افکار عمومی دارد، سوسیالیست‌ها خود می‌دانستند که اقبال عمومی از آن‌ها بسیار پایین است تا آن‌جا که تصمیم گرفتند از نامزدی فرانسوا اولاند رئیس‌جمهور فعلی که از محبوبیت بسیار پایینی برخوردار است خودداری کنند، نتایج انتخابات فرانسه نشان از پوست‌اندازی عرصه سیاسی در این کشور دارد و نشان می‌دهد که جامعه فرانسه دچار تحولی اساسی است. میهمان بعدی کاخ اليزه کیست؟ امانوئل مکرون ۳۹ ساله، بانکدار و سرمایه‌گذار جوانی که آن‌چنان سابقه اجرایی ندارد، در دانشگاه پاریس فلسفه خوانده، از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ عضو حزب سوسیالیست بود و در سال ۲۰۱۴ به عنوان وزیر صنعت و امور دیجیتال منصوب شد. مکرون در ۳۰ اوت ۲۰۱۶ به منظور رقابت به عنوان یک لیبرال اجتماعی در انتخابات ریاست‌جمهوری استعفا داد و در ۱۶ نوامبر ۲۰۱۶ نامزدی خود را از طرف حزب مستقل خود «الن مارشه» در انتخابات اعلام کرد، اینکه ظرف چند ماه توانست رای‌دهندگان فرانسوی را مجاب کند تا به او رای بدهند که به دور دوم راه یابد از شگفتی‌های اوست. رقیب مکرون در دور دوم مارین لوپن، نامزد راست افراطی جبهه ملی است که در فکر فرگزیت، خروج فرانسه از اتحادیه اروپا، محدود کردن تجارت آزاد، تجدید نظر در همکاری‌های اقتصادی با اتحادیه اروپا، بستن مرزهای کشور، جلوگیری از استفاده یورو به عنوان واحد پولی کشور، اعمال سیاست‌های سخت‌گیرانه علیه مهاجران، برخورد شدیدتر با مسلمانان و پیاده کردن اصول افراطی لائیسیته در کشور است. او که در انتخابات دور پیش هولوکاست را بزرگنمایی یهودی‌ها دانسته بود از چهره‌های جنجالی فرانسه محسوب می‌شود. حالا که او توانسته با بهره‌برداری از فعالیت‌های تروریستی یک سال گذشته که تاکنون جان شهروندان بسیاری را گرفته به دور دوم صعود کند، همه نگرانند که مبادا در دور دوم هم بتواند موفق باشد و در نهایت به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود. احزاب اصلی فرانسه همه از حامیان خود خواسته‌اند به امانوئل مکرون رای دهند تا لوپن پیروز نشود؛ این در حالي است که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا صراحتا از او حمایت کرده و گفته می‌شود ولاديمير پوتین رئیس‌جمهور روسیه هم تمایل به پیروزی او دارد. حملات شدید مناظره‌ای و سايبری انتخابات را تحت‌الشعاع قرار داد سه روز مانده به انتخابات در آخرین مناظره دو نامزد به شدت به یکدیگر حمله کردند و امانوئل مکرون خطاب به لوپن گفت طرحش برای تعویض واحد پول ملی چیزی جز قبول شکست نیست و خانوم لوپن مکرون را «عزیزدردانه بی‌شرم سیستم» نامید. اتفاق مهم دیگر حمله سايبری به کارزار انتخاباتی مکرون است، حمله‌ای که گفته می‌شود از سوی گروه مرتبط با آژانس اطلاعات ارتش روسیه بوده. یکی از محققان شرکت امنیتی ترند میکرو اعلام کرد، شواهدی مبنی بر جاسوسی از سایت کمپین انتخاباتی مکرون پیدا کرده بوده که نشانه‌های اثر انگشت دیجیتالی حمله سايبری به سایت کمپین انتخابات مکرون با نشانه‌های موجود در حمله سايبری به کمیته ملی دموکراتیک کمپین هیلاری کلینتون یکی است و تکنیک‌های آن با تکنیک‌های به کار رفته در حمله سايبری به حزب آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان نیز مشابه است، با این حال روسیه هرگونه دخالت در حمله سايبری به کمپین مکرون را قویا رد کرده. یک سخنگوی آژانس امنیت سايبری دولت فرانسه/ ANSSI حمله سايبری به کمپین مکرون را تایید کرده. کمپین لوپن که در اکثر نظرسنجی‌ها بازنده انتخابات بود با این اتفاق جان تازه‌ای گرفته و امیدوار به پیروزی در انتخابات امروز شده. امروز نگاه دنیا به فرانسه است؛ راست افراطی که در اتریش و هلند به پیروزی و به دست آوردن قدرت بسیار نزدیک شده بود با اختلاف کم بازنده شد و حالا به فرانسه و لوپن امیدوار است که در صورت پیروزی سیاست‌های تند خود را اجرایی کند، از آن طرف دنیا که از به قدرت نرسیدن پوپوليست در دیگر نقاط اروپا خوشحال است امروز به فرانسه می‌نگرد تا باخت مارین لوپن را هم نظاره کند. ]]> صالح یعقوبی یادداشت کیوسک Sun, 07 May 2017 15:05:47 GMT http://www.kiosktimes.ir/news/115480/ رئیس‌جمهور سابق، انتخابات را تحریم می‌کند؟ http://www.kiosktimes.ir/news/149987/ سکوت محمود احمدی‌نژاد شکست و همین چند جمله به خودی خود می‌تواند مردم را کنجکاو کند. ماجرای نام‌نویسی او در انتخابات بر خلاف توصیه رهبر انقلاب را همه می‌دانند منتها بعد از حضور در انتخابات انتظار می‌رفت مردی که هشت سال را با سیاست «بگم بگم» طی کرده بود زودتر از این‌ها به رد صلاحیتش واکنش رسمی نشان دهد اما احمدی‌نژاد سکوت کرد و این کانال‌های تلگرامی منتسب به او و یارانش بودند که حسابی در اخبار رسمی و غیررسمی کشور خبرساز شدند؛ از «طوفان بهاری» تا تشویق هوادارانش به تجمع و البته به اشتراک گذاشتن ترانه‌های خواننده‌ای لس‌آنجلسی! جدای از صحبت‌های همیشگی که سال‌هاست توسط او گفته می‌شود شاید مهمترین بخش‌های بیانیه مشترک محمود احمدی‌نژاد و حمید بقایی این چند نکته باشد: «برای صیانت از حقوق مردم ایران در انتخابات اعلام آمادگی کرده‌ايم» و «به صراحت اعلام می‌داریم در انتخابات ریاست جمهوری از هیچ شخصی حمایت نمی‌کنیم». لحن آرام بیانیه در ظاهر تعارض با سخنان شبه تهدیدآمیز احمدی‌نژاد دارد که گفته بود در صورت رد صلاحیت مسائل مهمی را بیان می‌کند اما این بیانیه مشترک در ذات اعتراض‌آمیز است و با توجه به اینکه او از هوادارانش درخواست شرکت در انتخابات را نکرده، حتی می‌توان آن را تحریم انتخابات دانست. اگر طیف هواداران احمدی‌نژاد، که حتی با تخمین هم نمی‌شود تعدادشان را حدس زد، به سخنان او عمل کنند، قطعا یکی از کاندیداها ضرر بیشتری خواهد برد و این شخص سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی است؛ او که تعدادی از انتصاباتش را وزرا و افراد دولت احمدی‌نژاد تشکیل می‌دهند قطعا روی رای هواداران دولت قبل حساب کرده، حال این بیانیه می‌تواند بخشی از سبد رای احتمالی او را کم کند. حتما اظهار نظرهای آینده بقایی و احمدی‌نژاد مسئله را روشن‌تر می‌کند ولی تا اینجا این بیانیه نکات مبهمی را مشخص کرد که گمانه‌زنی‌های اخیر مبنی بر این‌که یکی از فقهای شورای نگهبان درخواست حکم حکومتی برای تایید صلاحیت احمدی‌نژاد را کرده رد شد و اینکه آرای او می‌تواند له یا علیه کدام کاندیدا به صندوق رای ریخته شود. ]]> صالح یعقوبی یادداشت کیوسک Mon, 24 Apr 2017 12:27:51 GMT http://www.kiosktimes.ir/news/149987/ بزرگ‌مردی به نام پدر http://www.kiosktimes.ir/news/115010/ انسان، در چرخه ارتباط‌ها زندگی می‌کند؛ ارتباط با خدا، خود، پدر و مادر، همسر، همسایه، هم‌سفر، هم‌سفره، هم‌جنس، ناهم‌جنس، دوست، دشمن و حتی حیوانات و طبیعت. در این میان، یکی از دیرپاترین و سرنوشت‌سازترین ارتباط‌ها، همراهی و هم‌زیستی انسان با پدر و مادر است. این ارتباط، برنامه‌ای پویا و فراگیر برای پاسداری از نظام خانواده را می‌طلبد. اگر پیوندها و پیمان‌های استوار سنتی و دینی در هجوم آتشناک بی تفاوتی و بی مهری سست گردد و ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی همه‌گیر شود، انسانِ بی پناه، میزبانِ تنهایی وحشت‌خیز خویش می‌گردد. از این رو، دین اسلام، حقوق و وظایفی را که باید در این ارتباط‌ها رعایت شود، به زیبایی بیان کرده و سازنده‌ترین نظام‌ها را بر هم‌زیستی سالم و سرشار از نشاط و تعالی پیشنهاد داده است. روز پدر روزی است برای بزرگداشت پدر، همسر، برادر و همه پسران و مردان غیور زندگی. روزی است برای یادآوری و تکریم زحمات و پشتیبانی آنان. استواری و صبوری مرد است که در چرخه زندگی انسان به یاری زن و کودک و پیر می‌آید. بزرگداشت مقام پدر منحصر به ایران نیست. در بسیاری کشورها روز پدر، سومین یکشنبه ماه ژوئن در نظر گرفته شده است. این روز در ادامه روز مادر و قدردانی از مادران است. در ایران پیش از انقلاب، روز ۲۴ اسفند خورشیدی زادروز رضاشاه بر پایه گاهشمار ایرانی روز پدر نامیده می‌شد. پس از انقلاب سال ۵۷ این روز به ۱۳ رجب قمری، زادروز علی بن ابی‌طالب، امام نخست شیعیان، تغییر یافت. بعضی نیز ۴ شهریور روز میلاد کوروش را به عنوان روز ایرانی پدر جشن می‌گیرند. عمده مراسم روز پدر در اکثر کشورها بر پایه تماس با پدر، خرید کادو و داشتن یک روز خانوادگی است. پدر، بی واسطه، توصیف آرامش است و معنای کوه... او که تمام عمرش برای آسایش خانواده صرف شد و مطالبه‌ای نداشت. قداست واژه‌ای است به نام پدر. اوست که می‌تواند بی هیچ چشم‌داشت، این گونه چشمه زلال مهربانی باشد و جوهر گران‌مایه وجود را جاری جسم و جان فرزندانش سازد. اوست که می‌تواند این گونه ارزان، عاطفه ارزانی کند.  او بلندتر از ادراک واژه‌ها و فراتر از قامت سپاس‌های ماست. روزش مبارک. ]]> فرزانه سادات حسینی یادداشت کیوسک Thu, 21 Apr 2016 07:21:47 GMT http://www.kiosktimes.ir/news/115010/ کودکان کار، متکدیان، مدارس فرسوده و... صندوق صدقات! http://www.kiosktimes.ir/news/113652/ پلان اول شب است و در خیابان کشاورز با عجله به سمت خانه می‌روم. نگاه مضطرب دخترکی ۱۰-۹ ساله که کنار خیابان نشسته توجهم را جلب می‌کند. دختر کوچولو با چشمانی پر از اشک و با اضطراب و استیصال به رهگذران نگاه می‌کند. رد می‌شوم. بارها شنیده‌ام که از شهروندان خواسته شده به کودکان کار کمک نکنند. زیرا کمک به کودکان کار خیانت به آن‌هاست. اما چهره مضطرب دخترک از پیش چشمم دور نمی‌شود. برمی‌گردم. بسته‌های دستمال کاغذی می‌فروشد. سه تا دو هزار تومان. سه بسته ازش می‌خرم. همچنان پر استرس و ترسیده است. دلیل نگرانیش را می پرسم. اشک هایی که قبل از این در حدقه چشمش جمع شده بود به همراه بغض گلویش آزاد می‌شود: «از صبح فقط هفت هزار تومن کار کردم»؛ این کلمات را میان اشک ریختن و همینطور که با نگاهی منتظر به رهگذران نگاه می‌کند می‌گوید. دلم می‌خواهد کاری برایش بکنم. نان گرم دارم. شاید دلش بخواهد؛ تعارفش می‌کنم. نمی‌گیرد. حرکت می‌کنم. اما ناراحتی و اضطراب کودک از جلوی چشمم دور نمی‌شود. نکند کمک من، خیانت به او بوده باشد؟!... کاش همه دستمال‌هایش را می‌خریدم!... وجدانم از چندین جهت! درد می‌کند. پلان دوم پشت چراغ قرمز ایستاده‌ام. طبق معمول تعدادی کودک به سمت ماشین می‌آیند. گاهی سن و سال بعضی از آن‌ها باز هم آدم را به تعجب وامی‌دارد. بیشتر از سه سال ندارد و همراه خواهرش سر چهارراه ایستاده است. گل می‌فروشند. آن طرف‌تر زنی به همراه کودکی حدودا یک ساله که در آغوش دارد به ماشین‌های مختلف مراجعه می‌کند و کمک می‌خواهد. چراغ سبز می‌شود. این بار موفق شدم کمکی نکنم. اما شیطنت پسربچه‌ها حین کار، چشمان کنجکاو کودک سه ساله، بی رمقی کودک یک ساله و مادری که شاید خیلی محتاج باشد، از جلوی چشمم دور نمی‌شود. وجدانم باز هم درد می‌کند. پلان سوم صندوق صدقات یکی از موسسات خیریه را در خانه دارم. معمولا صدقاتم را به این صندوق می‌ریزم. ماهی یک بار هم که از طرف موسسه برای خالی کردن صندوق می‌آیند. تاکنون چندین بار از موسسات خیریه مختلف تماس داشته‌ام که عضو موسسه‌شان بشوم و یا هر قدر می‌توانم کمک کنم. نمی‌دانم چگونه شماره می‌گیرند. بر حسب تصادف به شماره‌های مختلف زنگ می‌زنند؟! نمی‌دانم تا چه حد این صندوق‌ها معتبرند و آیا کارشان را با صداقت انجام می‌دهند؟! اما گاهی شرایط اعضایشان را که می‌گویند خودم را مسئول می‌دانم که کمک کنم. عده زیادی را می‌شناسم که به صورت خودجوش و فارغ از این صندوق‌ها به جمع‌آوری جهیزیه برای نوعروسان کم‌بضاعت مشغولند.  پلان چهارم نماز جماعت عشا تازه تمام شده است. پیش‌نماز مسجد می‌خواهد هر قدر مردم می‌توانند کمک کنند تا به زندانی‌ای که بابت دیه در زندان است و مشکلات خاصی دارد، کمک شده و اسباب آزادی‌اش فراهم شود. روی زندانیان جرایم غیرعمد حساسم؛ همه چیز از یک اتفاق شروع می‌شود و دودمان کل خانواده را به باد می‌دهد. سعی می‌کنم در حد وسعم کمک کنم. اینجا مسجد است و به آن اعتماد دارم.  خدایا... دلم برای تمام کسانی که به علت ضعف مالی از حضور پدر محرومند کباب است. دلم برای کودکی که پدرش زیر دیوار خشتی مدرسه از دنیا رفت، کباب است. نمی‌توانم عادت کنم یا نبینم. دلم کباب است و سرم از شرمندگی به زیر افکنده.  پلان آخر من هم مثل اکثر مردم، صدقاتم را بیشتر به صندوق‌های کمیته امداد که در خیابان هستند می‌اندازم. دیروز در خبری خواندم: «معاون توسعه مشارکت‌های مردمی کمیته امداد استان تهران گفت: بیش از ۴۱۶میلیارد ریال صدقه در سال ۹۴ توسط کمیته امداد استان تهران جمع‌آوری شده است» (کیوسک‌تایمز- ۹۵/۱/۲۱)  مردم ما به راستی مهربان و اهل یاری رساندن هستند؛ جمع‌آوری بیش از چهل‌ویک میلیارد تومان در یک سال، تنها در استان تهران! اما پرسشی که از دیروز ذهن مرا به خود مشغول کرده این است که با این همه کمک مردم، چرا هر روز بر تعداد متکدیان افزوده می‌شود؟ چرا کودکان کار در تهران هر روز بیشتر می‌شوند؟ چرا صندوق‌های خیریه هر روز در طرفی احداث می‌شود؟ چرا پس آن معلم فداکار زیر دیوار خشتی ماند؟؟...  آیا مدیریت و سرمایه‌گذاری در صندوق‌های امداد ما به درستی و با درایت صورت می‌گیرد؟   ]]> فرزانه سادات حسینی یادداشت کیوسک Sun, 10 Apr 2016 06:20:20 GMT http://www.kiosktimes.ir/news/113652/ همه‌چیز درباره دروغ اول آوریل و دروغ ۱۳هایی که گذشت http://www.kiosktimes.ir/news/113386/ به گزارش کیوسک‌تایمز، یکی از سنت‌های عجیب و غریب به‌جا مانده از سال‌های دور، دروغ اول آوریل است که در ایران از آن به دروغ ۱۳ یاد می‌شود؛ در گذشته رسم بوده که مردم در روز اول آوریل به بهانه‌ای سر به سر هم می‌گذاشتند و از این طریق لحظات خوشی را سپری می‌کردند. چه شد که دروغ ۱ آوریل جنبه شوخی پیدا کرد؟ گمانه‌زنی‌های مختلفی در مورد ریشه این رسم مطرح است. یکی از معروف‌ترین آن‌ها، پیدایش دروغ آوریل را به اقدام شارل نهم پادشاه فرانسه در سال ۱۵۶۴ نسبت می‌دهد که در هنگام اصلاح تقویم گریگوری جشن‌های سال نو را از اول آوریل به اول ژانویه منتقل کرد؛ پس از آن مخالفان این تغییر همچنان در روز اول آوریل به دید و بازدید عید می‌رفتند و دوستان و آشنایان این افراد را که بر برگزاری عید در روز اول آوریل اصرار داشتند، دست انداخته و آن‌ها را «احمق‌های آوریل» می‌نامیدند. هر سال شرکت‌های بزرگ و حتی شخصیت‌ها، به پاس‌داشت رسوم شاید غلط گذشتگان، این روز را با دروغ بزرگی آغاز می‌کنند و از هم سبقت می‌گیرند تا بتوانند قبل از ظهر دروغ شاخ‌دار خود را به خورد اطرافیان بدهند و هر چه در شگفتی‌سازی آن بهتر عمل کنند، موفق‌تر محسوب می‌شوند. در ادامه چند نمونه از دروغ‌های عجیب و غریب امسال را اشاره می‌کنیم تا حالا که حقیقت برملا شده، باورپذیری این ادعاها را مروری کرده باشیم! نمونه‌هایی از دروغ‌هایی که رونمایی شد  سامسونگ Galaxy Blade Edge   سامسونگ در نظر داشت تا Edge هم به مانند Note، کم‌کم به خانواده‌ای پر افتخار تبدیل شود و این اولین محصولی باشد که زنان خانه‌دار عاشق آن می‌شوند؛ دستگاهی که به کمک آن هم می‌توان سبزی خورد کرد و هم می‌توان از اپلیکیشن‌هایی نظیر تلگرام و لاین استفاده کرد! این دروغ البته ابعاد آسان‌تری برای باور هم به همراه داشت؛ بدنه شیشه‌ای دستگاه که پیشرفت بزرگی برای سامسونگ به حساب می‌آمد. دوست‌داران ذوق‌زده سامسونگ به این باور رسیدند که با خرید Galaxy Blade Edge می‌توانند با افتخار اولین چاقوی هوشمند را میان دوستان خود به رخ بکشند و حین چت و وب‌گردی، در خورد کردن سبزی به مادر و همسر خود کمک کنند!   ازدواج آسان با دختران روس ماجرا از آن جا آغاز شد که برخی رسانه‌ها و روزنامه‌های عرب‌زبان از جمله روزنامه الدیار لبنان روز اول آوریل خبری را منتشر کردند مبنی بر این که رئیس شورای فدرال روسیه از بررسی طرحی عجیب در پارلمان این کشور خبر داده است؛ طبق این طرح به هر مرد خارجی که با یک دختر روس ازدواج کند، ۱۵هزار دلار آمریکا و تابعیت این کشور اعطا می‌شود! پس از بازتاب این خبر (حالا باید بگوییم شایعه) در رسانه‌ها، برخی کاربران کشورهای عربی با استقبال از طرح جدید پارلمان روسیه آمادگی خود را برای رفتن به روسیه و ازدواج با دختران زیبای روس اعلام کردند. فارغ از همه این مسائل، انتشار چنین خبری اگرچه به دروغ، سبب شد بسیاری از مردان کشورمان و دیگر خیال‌بافان، به فکر فرو روند که در صورت فراهم شدن چنین شرایطی، حاضر به ازدواج با فردی خارجی هستند یا همسری هم‌وطن خود را انتخاب خواهند کرد!   انتقال مسی به رئال مادرید سایت گل در روز اول آوریل به روال سال‌های گذشته اقدام به انتشار دروغ آوریل کرد و این بار از انتقال ۵۰۰میلیون یورویی لیونل مسی به رئال مادرید خبر داد. اخبار ورزشی صداوسیما هم بدون نگاه کردن به تقویم، خبر این انتقال را با آب‌وتاب کار کرد تا یک بار دیگر در روز اول آوریل، مصادف با ۱۳ فروردین، مغلوبِ دروغ۱۳ شود. جالب اینکه صداوسیمای ایران چند سال قبل هم در اتفاقی مشابه، خبر انتقال دیوید بکام به بایرن‌مونیخ را که آن هم یک دروغ آوریل بود، منتشر کرد تا ثابت کند در رودست خوردن، ید طولایی دارد.   هشدار رشیدپور به کاربران اینترنتی رضا رشیدپور هم در بخشی از برنامه خود، زمانی که هنوز گفت‌وگو آغاز نشده بود، خبر داد که مرکز ملی آی‌تی و فناوری، انتقال سرورهای شبکه‌های اجتماعی به داخل کشور و ازدحام کدهای کاربری را احتمالی برای حذف برخی حساب‌ها یا بخشی از اطلاعات آن‌ها اعلام کرده است. رشیدپور یادآور شد این اتفاق توسط یک ارزیابی هوشمند و براساس پروفایل کاربرها صورت خواهد گرفت. او در نهایت چنین توصیه کرد که مخاطبین این شبکه‌ها، تصویر کاربری خود را به تصویر مشخص پرچم کشورمان تغییر دهند. رشیدپور در نهایت اضافه کرد که اتفاق خاصی نمی‌افتد و در صورتی که این اطلاعات از بین برود ممکن است تنها بخشی از عکس‌ها و اطلاعات پاک شوند. این مجری تلویزیونی بعدتر در پست اینستاگرامش به دروغ سیزده بودن این ادعا اعتراف کرد، اما انتقادات تند کاربران امانش نداد. رشیدپور هرچند مخاطبان خود را به کم‌صبری و شتاب‌زدگی در واکنش توهین‌آمیز متهم کرد، اما خود نیز با انتشار متنی، دوری از فضای مجازی را «عاقلانه» دانست. متنی که هرچند در ابتدای آن مدعی شده از حجم واکنش‌ها متعجب نیست، اما به فاصله چند خط، خود را ناامید از این واکنش‌ها معرفی کرده است. هرچند مطابق یک مثل معروف، معما چو حل گشت آسان شود، اما شما حالا که به دروغ بودن مثال‌های فوق آگاه شده‌اید، تا چه حد آن‌ها را باورپذیر می‌دانید؟ کدام‌یک در مقصود خود موفق‌تر بوده است؟ ]]> الهام بهروزنیا یادداشت کیوسک Fri, 08 Apr 2016 05:19:04 GMT http://www.kiosktimes.ir/news/113386/ زن ایرانی http://www.kiosktimes.ir/news/112555/ زندگی و سیره حضرت زهرا (س) به قدری آموزنده و جذاب است که هر زن آزاده‌ای در جهان او را چونان قدیسه‌ای تحسین می‌کند؛ زنی که تولدش از دامن خدیجه کبری، همسر پیامبر گرامی اسلام (ص) و در کانون نخستین خانواده اسلامی با نغمه‌های آسمانی و تسبیح قدسیان همراه شد و شب میلادش را عرشیان به بانگ تکبیر و تسبیح جشن گرفتند و خداوند لقب کوثر به او عطا کرد؛ زیرا وی سرچشمه تمام خوبی‌های جهان است. و چه زیبا تولد این بانوی گران‌قدر به ابتکار بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، امام خمینی (ره)، روز زن و روز مادر نام گرفت؛ اگر روزی باید روز زن یا روز مادر باشد، چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست؛زنی که افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می درخشد.   روزهای زن در ایران در طول تاریخ، در ایران، روزهای متفاوتی به عنوان روز زن گرامی داشته شده‌اند. هم‌اکنون، فعالان حوزه زنان در ایران، روز جهانی زنان برابر با هشتم مارس (۱۷ اسفند) را گرامی می‌دارند. علت نامگذاری تاریخ ۸ مارس به چنین نامی، کشته شدن ۱۲۹ زن کارگر در همین روز به سبب آتش‌سوزی در شهر نیویورک آمریکا، حین اعتصاب کارگران جهت تأمین شرایط خوب برای کار می‌باشد. در زمان حکومت پهلوی روز بیست و پنجم آذر ماه به مناسبت تولد فرح پهلوی روز زن نامیده می‌شد. در ایران باستان، روز اسفندگان، به‌عنوان روز بزرگداشت زن و زمین گرامی داشته می‌شد. به‌طور رسمی، این روز در تقویم رسمی امروز ایران، برابر با ۵ اسفند است. اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند ذکر کرده‌اند، ولی با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی پس از او و سی‌ویک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاه‌شماری ایرانی، بعضی منابع و به اشتباه تاریخ ذکر شده را ۶ روز به عقب آورده‌اند که این کار نادرست است. برخی زردشتیان، روز ۲۹ بهمن را که در گاه‌شمار سنتی آن‌ها با ماه‌های فقط ۳۰ روزه، برابر با پنجم ماه اسفند است، برای این جشن در نظر می‌گیرند. این درحالی است که بارها و بارها گاه‌شمار ایرانی چابجا شده است. حتی دوره‌ای بوده که نوروز در آغاز پاییز و پنچه (پنچ روز اضافه سال) در نیمه ساله بوده است. ولی در آن روزگار نیز روز اسفند از ماه اسفند، اسفندگان بوده است. بنابراین امروزه روز درست اسفندگان، همان ۵ اسفند است؛ زیرا طبق منابع کهن و همان‌طور که از نام آن پیداست، این جشن به روز اسپند یعنی پنجمین روز ماه از ماه اسفند اشاره دارد. به بیان ابوریحان بیرونی، «اسفندارمذ» ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگاهبان زنان شوهردوست و پارسا و درست‌کار بوده. به همین مناسبت این روز، عید زنان به شمار می‌رفت. مردم به جهت گرامی‌‏داشت، به آنان هدیه ‏داده و بخشش می‏‌کردند. زنان نه تنها از هدایا و دهش‌هایی برخوردار می‌‏شدند، بلکه به نوعی در این روز فرمانروایی می‌کردند و مردان باید از آنان فرمان می‌بردند. سپندارمزد نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان (اسپندگان) برای گرامیداشت زنان نیکوکار برگزار می‌گردد. ایرانیان از دیرباز این روز را روز زن و روز مادر می‌نامیدند.   تکریم زن روز تکریم زن، هرچه باشد، فارغ از تاریخ و عقاید، مجالی است برای نگاه کردن به گذشته در مسیر تلاش‌ها، منازعه‌ها و فعالیت‌های پیشین، و بیشتر برای نگریستن در راستای حرکت‌های پیش رو برای باز کردن راه در جهت شکوفایی استعدادها و فرصت‌هایی که در انتظار نسل آینده زنان است. در ایران‌زمین نیز، زنان بزرگی در عرصه‌های گوناگون بر تارک تاریخ درخشیده‌اند؛ از آن جمله‌اند: - سردار بی‌بی مریم بختیاری: در زمان فتح تهران توسط مجاهدین مشروطه ایستادگی و مبارزات یک زن در کنار دیگر مجاهدین نقطه عطفی در نقش زنان در این جنبش است. سردار بی‌بی مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عده‌ای سوار وارد تهران شده و در خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حمله سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عده‌ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق‌ها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد. - بانو امین: سیده نصرت‌بیگم امین معروف به بانوی ایرانی (زاده ۱۲۶۵ ـ ۱۳۰۸ و درگذشته ۱۳۶۲ ـ ۱۴۰۳) از عالمان و عارفان زن شیعه اهل ایران بود. وی پس از پشت سر نهادن مدارج علمی در حضور استادانی چون میرزاعلی‌آقا شیرازی، میرسیدعلی نجف‌آبادی، از علما و مراجعی چون محمدکاظم شیرازی و شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه قم، سیدابراهیم حسینی شیرازی اصطهبناتی، شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی، شیخ مرتضی مظاهری نجفی اصفهانی اجازه اجتهاد دریافت کرد. محمدتقی جعفری می‌گوید: «با توجه به آثار قلمی که از خانم امین در دسترس ما قرار گرفته است، به طور قطع می‌توان ایشان را یکی از علمای برجسته عالم تشیع معرفی نمود و روش علمی ایشان هم کاملاً قابل مقایسه با سایر دانشمندان بوده، بلکه با نظر به مقامات عالیه روحی که ایشان [به درک آن] موفق شده است، باید ایشان را از گروه و نخبه‌ای از دانشمندان به شمار آورد که به اضافه فراگرفتن دانش، به تولّد جدید در زندگی نایل می‌شوند». - افضل وزیری: دختر بی‌بی خانم استرآبادی توانست مدرک «سرتیفک» دارالمعلمین را بگیرد. وی مقالات متعددی در احقاق حقوق زنان در روزنامه‌های آن زمان مانند شفق سرخ می‌نوشت. تعداد زنان تاریخ‌ساز و موفق در ایران از شمار خارج است؛ ملافضه که کتاب «کشف الغطا» را نوشت، پروین اعتصامی که امروز سالروز درگذشت اوست و... اما، گرچه ذکر نام تک‌تک آن‌ها ممکن نیست، همه مادرانی که فرزندانی تحویل اجتماع داده‌اند در شکل‌گیری تاریخ این جامعه نقش مستقیم داشته‌اند. بی شک نمی‌توان نقش مادرانی که علما را پرورش داده‌اند، مادران شهدا و .... را نادیده گرفت. اگرچه هرگز نامی از آنان در تاریخ ثبت نشود.   هفته بزرگداشت زن بر همه بانوان ایران‌زمین مبارک   ]]> فرزانه سادات حسینی یادداشت کیوسک Sun, 03 Apr 2016 06:54:27 GMT http://www.kiosktimes.ir/news/112555/